.
.
پشتِ سر از ایستگاهی در غبـار
خورد و خندان باز می گردم به تــو
پشتِ سر ، من در خیابانی که نیست
زیرِ بــاران باز می گردم به تــو
.
می توان با این تصور شاد بود
قلب های ما اگر بیگانه اند
ویرایش های دیگری از ما ولی
در جهانِ دیگری... هم خانـه اند
.
حتم دارم پشتِ دیوارِ زمان...
روزگارِ بهتری داریم ما
با زبانِ دیگری هم صحبتیم
نـام های دیگری داریم ما...
.
.
.
برچسب:
نویسنده: الینا عباسیان